السيد هاشم الرسولي المحلاتي
68
زينب عقيله بنى هاشم ( س ) ( فارسى )
بهكوفه رسانيد و فرداى آن روز يعنى دوازدهم محرّم ، پسر زياد مجلسى به عنوان جشن پيروزى در دارالاماره و قصر حكومتى خود تشكيل داد و اهلبيت را به آن مجلس وارد كردند . . . با توجه به فاصلهء ده فرسنگى ميان كربلا تا كوفه مىتوان فهميد كه برروى آن مركبهاى تندرو و بدون جهازبر سر آن مصيبت رسيدگان و زنان داغديده و كودكان پدر و برادر از دست داده ، آن هم با حال گرسنگى و تشنگى و بىخوابى چه گذشته است . بخصوص آنكه نوشتهاند : مأموران شمربن ذىالجوشن مراقب زنان و كودكان بودند تاگريه و زارى نكنند و اگر صداشان بهگريه بلند شد و با كمال خشونت با آنها رفتار كنند . براستى هنگامى كه انسان از دايرهء انسانيت پا بيرون نهد و بخواهد غرايز حيوانى خود را اشباع كند حيوان درنده و خطرناكى مىشود كه براى رسيدن به اميال نفسانى خود ، به صغير و كبير و پيرزن و كودك خردسال و خلاصه بههيچكس رحم نمىكند و هيچ منطقى او را آرام نمىسازد . بارى بهنقل ازبرخى . مقاتل ، آن شب كه شب دوازدهم محرم بود خاندان پيغمبر را در كنار شهركوفه در بيابانى فرود آوردند و صبح فرداى آنروز وارد شهر كردند ، حالا خدا مىداند كه آيا در آن شب كسى بود كه براى اين كودكان معصوم و بىگناه خيمهاى بزند يا جامهء مناسبى داشتند كه آنها را از سرما حفظ كند و آيا آب و غذايى بهآنها دادند و آيا خواب بهچشم آنها رفت ؟